زندگي تر شدن پي در پي
زندگي آب تني كردن
در حوضچه ي اكنون است
رخت ها را بكنيم
آب در يك قدمي است
سهراب سپهری
نوشته شده توسط solly در جمعه 1387/02/27 ساعت 5:15 PM موضوع | لینک ثابت
|
نوشته شده توسط solly در پنجشنبه 1387/02/12 ساعت 3:22 PM موضوع | لینک ثابت
زندگي آنچه زيسته ايم نيست بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم گابريل گارسيا ماركز
نوشته شده توسط solly در چهارشنبه 1387/02/11 ساعت 11:31 PM موضوع | لینک ثابت
كي مي گه من توروخيلي دوس دارم؟
كي مي گه من به تو وابسته شدم؟
ديگه اصلا نمي خوام ببينمت
به خدا قسم ازت خسته شدم
كي مي گه جادوي حرف تو شدم؟
كي مي گه چشماي تو گولم زده؟
جراتم خوب چيزيه اگه باشه
راس بگه هركي كه اول اومده
كي مي گه شعراي من مال تواِ...؟
كي مي گه هلاكتم ؟ ديوونتم؟
هركي گفته اشتباه كرده بدون
من يه عابر از كنار خونتم
كي مي گه منظورم اززيبا توئي؟
كي مي گه نباشي من دق ميكنم؟
يعني انقد ديوونم كه ميشينم
واسه امثال توهق هق مي كنم
كي مي گه دلم مي خواد پيشم باشي؟
كي مي گه مي شه من وتو ما بشيم؟
كي مي گه هدف بهم رسيدنه؟
ما فقط يه راه داريم ،جدا بشيم
كي مي گه شايد كه مهربون بشم؟
كي مي گه شايد با هم آشتي كنيم؟
كي مي گه مي خوام تورو ببخشمت؟
اين دروغه كه مي گن ما با هميم
كي بود انقد منو اذيتم مي كرد؟
كي مي گه به من تو روخدا نرو؟
ديگه كار گذشته از كار نمي شه
من وزندگيم چي كار داريم به تو؟
كي مي گه هيچكي مث تو نمي شه
كي مي گه تو مهربوني ،شاعري؟
نمي دونم چي بگم از تو ولي
خيلي باشي تو فقط يه عابري
كي مي گه حساي تو مخمليه؟
كي مي گه توالتماس سرت ميشه؟
كي مي گه غم گلارو ميخوري؟
گل سرخ و گل ياس سرت ميشه؟
كي مي گه قدر منو خوب ميدوني؟
كي مي گه بمون؟بري سنگين تري
نمي خوام از تو كلامي بدونم
نمي خوام بشنوم از تو خبري
كي مي گه نامه هاتو بهت ميدم؟
كي مي گه بيا خدافـــــــظي؟ نيا
كي مي گه زندگي رونقاشي كن؟
رنگي مونده واسمون به جز سيا؟
كي مي گه يادت منوعذاب ميده؟
حالا من مي مونم و يه زندگي
با كسي كه عاشق و مقدسه
با كسي كه گفته هرچي تو بگي
مریم حیدر زاده
نوشته شده توسط solly در شنبه 1387/01/31 ساعت 10:12 PM موضوع | لینک ثابت
غصم ازاين نيست
كه تو رو
اونروزاسير
نديدمت
فقط دارم
دق مي كنم
چون تو رو سير
نديدمت
مريم حيدر زاده
نوشته شده توسط solly در سه شنبه 1387/01/27 ساعت 11:9 PM موضوع | لینک ثابت
دست عشق از دامن دل دور باد!
می توان آیا به دل دستور داد؟
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بی گذاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد
قيصر امين پور![]()
نوشته شده توسط solly در یکشنبه 1387/01/25 ساعت 9:35 PM موضوع | لینک ثابت
مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه ي خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه ي خويش
مي برم تا كه در ان نقطه ي دور
شستشويش دهم از رنگ گناه
شستشويش دهم از لكه ي عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
ناله مي لرزد مي رقصد اشك ...
اه كه بگذار كه بگريزم من
از تو اي چشمه ي جوشان گناه
شايد ان به كه بپرهيزم من
عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم خنده لب و خونين دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل
نوشته شده توسط solly در جمعه 1387/01/23 ساعت 6:46 PM موضوع | لینک ثابت
امروز تو زنگ انرژي هسته في البداهه يه شعر گفتم كه به سفارش دوستام تو وبلاگم گذاشتم تا عموم مردم لذت ببرن![]()
10نفر دانشمند هسته اي
كيك زرد ها را بايد بخريم ، تجهيزات جدا
راكتورها نم كشيده اند
وديگر هيچ
اثر استاد solly-طوفان
![]()
بخندین دیگه![]()
![]()
نوشته شده توسط solly در سه شنبه 1387/01/20 ساعت 6:35 PM موضوع | لینک ثابت
نه ، من هرگز نمي نالم
قرن ها ناليدن بس است
مي خواهم فرياد كنم
اگر نتوانستم ، سكوت مي كنم
خاموش مردن بهتر از ناليدن است
دکتر شریعتی
نوشته شده توسط solly در چهارشنبه 1387/01/07 ساعت 7:57 PM موضوع | لینک ثابت
تاهست سرزمين من آسماني باد
وبهاران بي پايانش بي پايان
دودمانتان در آرامش
زندگي هاتان دراز
و آينده ، روشن تراز امروزتان
براي شما مردمان بزرگ
بوي خوش و خواب آرام
وزندگي زيبا آرزو مي كنم
كوروش كبير![]()
نوشته شده توسط solly در پنجشنبه 1386/12/02 ساعت 7:39 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

من که میدانم شبی عمرم به پایان میرسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان میرسد
من که میدانم که تا سرگرم بزم و مستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد
پس چرا عاشق نباشم؟؟؟
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY